اشعار من
اشعار یه دختر که از بچگی تو عالم شعر و شاعری سیر میکرد!
قالب وبلاگ

یک روزهایی توی دلم بودی

ولی آخرش دلم را زدی
بالا آوردمت!!!!

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]
دخترا
چه نشسته اید که
شاهزاده تون با اسب سفیدش
داره به یکی دیگه سواری میده!!!
[ ۱۳٩٠/۱٠/٤ ] [ ٩:٠٦ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]
به در گفتم که دیوار بشنود،
غافل از اینکه با در که نه!با دیوار حرف میزدم!!!
[ ۱۳٩٠/٧/۱٧ ] [ ۸:۳۱ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

مینویسم بر وال

مینویسم دی دار....

مینویسم اینجا

مینویسم آنجا

مینویسم از یار

یار وقتی که نبود

پس چه فایده بود؟؟؟

__________________

وقتی نیستی گل هستی خشک و بی برگ میشه

نمیدونه چقدر دلم برات تنگ میشه....

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]


دلم دلم دل خوبم چه دیدی از این عشق؟
چه دیدی از این عشق؟....آه آه آه.....

---------------------------------

جز درد و آه چه دیدی؟.....

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]


خدای خوب خودم ای خدای خوب و بزرگ
چرا همیشه منم که شکست خواهم خورد؟

چرا همیشه به چشمان من غمی دادی؟

چرا بگو د بگو ای خدای خوب بزرگ....

[ ۱۳٩٠/٦/۱۳ ] [ ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

یک زمستان یک بهار این دل هوایت کرده است
یک دی و یک بهمن و اسفند بی تو سردم است
عید امسالم پر از عشق تو و یاد تو بود
بی علی ، مرجان نبود ، بی علی آسان نبود...

[ ۱۳۸٩/۳/٢۸ ] [ ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

عشق یعنی تا ابد مال منی

عشق یعنی تو ولی دور از منی

عشق یعنی عشق من یعنی علی

عشق یعنی من ، علی ، ما با همیم...

[ ۱۳۸٩/۳/٢۸ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

مرغ عشق من امروز از روی بومم پرید

رفت و نشست روی گل،گلهای سرخ و سپید

من اونو دوستش داشتم،اونم همین طور...خدا...

اما نمیشه باشیم عاشق و از هم... جدا

خدا باید چیکار کرد با این همه دو رنگی؟

با عشقای سرد و تلخ با عشقای پلنگی!

شاپرک دل من اونو خیلی دوسش داشت

اخه تموم دنیاش اون بود و تنهاش گذاشت........

خدای من همیشه از خودم من میپرسم

که ایا عشق ما بود واقعی یا بی رنگی؟!

خدایا قلب آبیم پر شده از سیاهی

اما چیکار میشه کرد عاشقی و جدایی؟.....

خدای خوب و گلم مرغ عشقمو بده

دوسش دارم خدایا آخه اون عشق منه.........

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

من همش ازاین می ترسیدم منو رها کنی

من همش دلم میخواست عاشقونه صدام کنی


تو دلت اما همش جای دیگه بوده و هست

تو دستات تو دست من بود و دلت جای دیگست


چی میشد اگه یه روزی دل من رو نمی بردی

بعدش اونو ول می کردی و حسابی می سوزوندی


تو عزیزی و تو ماهیُ ، تو پر از گل و بهاری

اما حیف دل می سوزونی ، حیف که تو چه بی وفایی!


تو همیشه یه جورایی بودی واسه من بهونه

یه بهونه واسه عاشق شدن و دیدن پونه!

 


عزیزم تنهایی سخته دل من بی تو می گیره

بی برگرد و دلم رو پر کن از یاس و سپیده

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱۱ ] [ ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]


من اگه تو رو میخواستم تو ولی منو نخواستی

من اگه عشقمو دادم تو دلم ازم ربودی

تو تموم زندگیمو مثل یک پری سوزوندی

تو تموم عشق من رو با همه دلم پروندی

وقتی که تو رو میخواستم همه زندگیم تو بودی

همه ی شعرای خوبم بود واسه تو آسمونی

یادته اون روزو که گفتم بهت تو آسمونی؟

تو دلت مث یه دریاست اینو خوب خودت میدونی!

یادته اون روزو و اون شعر قشنگ مرغ عشقو

تقدیمش کردم به چشمات وقتی که تو مرده بودی؟

یادته پرسیدی من کی ام تو این شعر

من بهت گفتم:تویی شاپرکم اینو میدونی؟

چقدر قشنگ و زیبا مرغ عشقتو شکوندی

چقدر راحت دلم ازم گرفتی و خیلی راحت شکوندی

تو دلت اومد منو تو این همه تاریکی تنها بذاری؟

تو دلت اومد منو از دل خود جدا کنی تنهای تنها بذاری؟!

اگه رفتی اما اینو خوب بدون تو زندگیمی

گرچه من نمیبینم تو رو اما تو رویاهامی

رویای قشنگ من ای همه ی باور من

برو و خوش باش و خوب منو از یاد خودت ببر

[ ۱۳۸۸/۱۱/٩ ] [ ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

این شعر برای توست ای عشق دلم
آری تو علی بدان که بی تو بی کسم
شبها شده کار من همش بی خوابی
دل میخواهد تو را تو ای همه کسم

[ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

در سکوت لحظه هایم
بی تو همرنگ خزانم
بی تو هر لحظه دلت را
من فراوان دوست دارم

[ ۱۳۸۸/۱٠/٢۳ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

این عاشقی و درس چه ربطی دارند؟
دائم در فکر خود تو را میابم
ای وای ز درس و امتحان افتادم!
اشکال ندارد تا تو را من دارم....

[ ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ ] [ ۸:۱٩ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

دلم نمیومد تو رو از توی ذهنم پاک کنم
اون خاطرات و عشقتو توی دلم خراب کنم
خاطره های من و تو از اینجا بود تا آسمون
این همه خاطراتو من چه جور فراموشش کنم؟
اون همه یادگاریات همه توی اتاقمن
اونا همیشه با منن که تو رو از یاد نبرم
وای تو بگو چه جور باید عشقتو از دل بگیرم؟
بگو چه جور باید تو رو از از دل و ذهنم بگیرم؟
روز و شب من شده بود فکر تو و لحن صدات
اون صدای ناز تو رو چه جور باید یاد ببرم؟؟؟

[ ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ ] [ ۸:۱٥ ‎ب.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

 

خدایا آسمانم با تو آبیست

وجود تو همان امیدواریست

خدایا آسمانم بی تو خالیست

شبم بی نور و ماهم بی تو سالیست...

[ ۱۳۸۸/۱/٤ ] [ ٤:۱٦ ‎ق.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

 

کنار پنجره هست آسمان بارانی

و هست زندگی ام آسمان تو میدانی

 

در آسمان دلم یک ستاره آمده است

و آسمان دلم شد ستاره بارانی

 

ستاره دل من رنگ عشق دارد و بس

و در دل من و او هست پر ز غوغایی

 

خدای خوب خودم  ما به یاد هم هستیم

دل من و دل او را نکن تو بارانی

[ ۱۳۸۸/۱/٤ ] [ ٤:۱٤ ‎ق.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

 

راهی که به تو میرسد ای عشق چه دور است...

راهی که در آن پر ز تب و تاب و جنون است

[ ۱۳۸۸/۱/٤ ] [ ٤:۱۳ ‎ق.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

 

 تا به کی مردم پی مالند و در فکر جمال؟

تا به کی ز یار خود دورند و در فکر زوال؟

[ ۱۳۸۸/۱/٤ ] [ ٤:۱٢ ‎ق.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]

 

عاشقم مردم دلم هر دم به فکر عشق اوست

عاشقم مردم دلم هر لحظه در دنبال اوست

 

عاشق یاری شدم که وصل با او مشکل است

عاشم و چشمهایم در پی لبخند اوست

 

عاشق او گشته ام او در پی من نیست حیف

عاشق چشم خمار و صورت چون برف اوست

[ ۱۳۸۸/۱/٤ ] [ ٤:۱۱ ‎ق.ظ ] [ شاعر ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات اختصاصی
موضوعات وب
 
امکانات وب





Powered by WebGozar